خواجه نصير الدين الطوسي
237
اخلاق ناصرى ( فارسى )
اتفاق سعادت در اصل ولادت و اكراه بر تأدب ، نه از ذات طالب مجتهد بود بلكه از خارجيات باشد و سعادت تام حقيقى مجتهد را بود و او است كه محبت خداى تعالى او را بود و شقى هالك ضد او بود . و اللّه اعلم بالصواب . فصل سوم در اقسام اجتماعات و شرح احوال مدن به حكم آنكه هر مركبى را حكمى و خاصيتى و هيأتى بود كه بدان متخصص و منفرد باشد و اجزاى او را با او در آن مشاركت نبود ، اجتماع اشخاص انسانى را نيز از روى تألف و تركب حكمى و هيأتى و خاصيتى بود بخلاف آنچه در هر شخصى از اشخاص موجود بود . و چون افعال ارادى انسانى منقسم است به دو قسم : اول خيرات دوم شرور پس اجتماعات نيز منقسم باشد بدين دو قسم : اول آنكه سبب آن از قبيل خيرات بود دوم آنكه سبب آن از قبيل شرور بود اول را مدينه فاضله خوانند . دوم را مدينه غير فاضله و مدينه فاضله يكنوع بيش نبود ، چه حق از تكثر منزه باشد و خيرات را طريق يكى بيش نبود . و اما مدينه غير فاضله سه نوع بود : اول آنكه اجزاى مدينه يعنى اشخاص انسانى از استعمال قوت ناطقه خالى باشند ، و موجب تمدن ايشان تتبع قوتى بود از قواى ديگر و آن را مدينهء جاهله خوانند دوم آنكه از استعمال قوت نطقى خالى نباشند ، اما قواى ديگر